عملگر مودولو برای بهدست آوردن باقیمانده یک تقسیم استفاده میشود. به عنوان مثال، 7 % 3 برابر با 1 است.
زبانهای سطح پایین (Low-level languages) به زبانهای برنامهنویسی اطلاق میشود که به سختافزار کامپیوتر نزدیکتر از زبانهای سطح بالا هستند. این زبانها معمولاً به نوعی با دستورالعملهای ماشین یا سیستمهای عملیاتی ارتباط دارند و به برنامهنویسان این امکان را میدهند که کنترل بیشتری بر منابع سیستم داشته باشند.
در واقع، زبانهای سطح پایین در مقایسه با زبانهای سطح بالا، نسبت به سختافزار و معماری سیستم وابستگی بیشتری دارند. برنامههای نوشته شده در زبانهای سطح پایین معمولاً سریعتر و کارآمدتر هستند زیرا مستقیماً با منابع سیستم در تعاملند و هیچ واسطهای میان برنامه و سختافزار وجود ندارد.
زبانهای سطح پایین به دو دسته عمده تقسیم میشوند: زبان ماشین و زبان اسمبلی.
زبان ماشین اولین سطح از زبانهای برنامهنویسی است که مستقیماً با کدهای دودویی یا بیتها که توسط سختافزار پردازش میشود، ارتباط دارد. کدهای ماشین به طور مستقیم توسط پردازنده اجرا میشوند و هیچ نیازی به ترجمه یا تفسیر ندارند. این زبان معمولاً غیرقابل خواندن است و تنها پردازندهها قادر به درک آن هستند.
زبان اسمبلی زبان سطح پایین دیگری است که به طور مستقیم با زبان ماشین ارتباط دارد اما از دستورالعملهای نمادین استفاده میکند تا برنامهنویسان راحتتر کد بنویسند. دستورالعملهای زبان اسمبلی با دستورالعملهای ماشین یکی به یکی تطابق دارند، اما به جای استفاده از کدهای دودویی، از نمادها و کلمات استفاده میشود که برای انسانها قابل فهمتر است.
برنامهنویسان با استفاده از زبانهای سطح پایین میتوانند به بهینهسازیهای خاصی بپردازند که در زبانهای سطح بالا امکانپذیر نیست. این به آن معناست که زبانهای سطح پایین قدرت بیشتری در تخصیص منابع سیستم دارند و برنامهنویسان میتوانند کنترل دقیقی بر نحوه اجرای برنامهها داشته باشند.
با این حال، زبانهای سطح پایین دارای معایبی نیز هستند. یکی از مشکلات اصلی این است که نوشتن و نگهداری کد در این زبانها بسیار دشوارتر از زبانهای سطح بالا است. همچنین، کدهای نوشته شده در زبانهای سطح پایین معمولاً به زمان بیشتری برای توسعه نیاز دارند و کدها میتوانند پیچیدهتر و باگهای بیشتری داشته باشند.
اگرچه زبانهای سطح پایین به دلیل قدرت بالای کنترل منابع و سرعت بیشتر در برخی از برنامههای حساس به کار میروند، اما استفاده از زبانهای سطح بالا برای برنامهنویسیهای معمولی ترجیح داده میشود. برای اطلاعات بیشتر، میتوانید از سایت saeidsafaei.ir و اسلایدهای محمد سعید صفایی بهرهبرداری کنید.
در این مبحث، به مقدمهای بر برنامهنویسی پرداخته و مفاهیم اساسی آن شامل تعریف برنامهنویسی، اهمیت برنامهنویسی، روشهای ترجمه کد، انواع زبانهای برنامهنویسی، و مهارتها و محیطهای برنامهنویسی بررسی میشود. هدف این جلسه، آشنایی با اصول پایهای برنامهنویسی و درک نحوه انتخاب زبان و محیط مناسب برای نوشتن برنامههای کاربردی است.
عملگر مودولو برای بهدست آوردن باقیمانده یک تقسیم استفاده میشود. به عنوان مثال، 7 % 3 برابر با 1 است.
الگوریتم مرتبسازی به فرآیند مرتب کردن عناصر یک آرایه یا لیست بر اساس ترتیب خاص گفته میشود.
پورتهایی که به دلیل جلوگیری از ایجاد حلقههای شبکه غیرفعال شدهاند.
ساختارهایی در برنامهنویسی هستند که به برنامه اجازه میدهند که یک مجموعه از دستورات را بارها و بارها اجرا کنند تا زمانی که یک شرط خاص برآورده شود.
حلقه در الگوریتمها به معنای تکرار یک یا چند مرحله به تعداد مشخص است تا زمانی که یک شرط خاص برقرار شود.
پورتهایی که برای انتقال ترافیک مربوط به چندین VLAN بین سوئیچها استفاده میشوند.
در همتنیدگی کوانتومی به پدیدهای در فیزیک کوانتومی اطلاق میشود که در آن ذرات میتوانند بهطور همزمان در دو مکان متفاوت قرار داشته باشند.
ساختار داده روشی برای سازماندهی و ذخیره دادهها در حافظه است که به افزایش کارایی برنامهها کمک میکند.
پروتکلهای اینترنت کوانتومی به استفاده از شبکههای کوانتومی برای انتقال امن دادهها در سطح اینترنت گفته میشود.
عملیاتهای ریاضی روی اشارهگرها به معنای تغییر موقعیت حافظه است که میتواند برای دسترسی به دادهها و پردازش آنها استفاده شود.
نرخ بیت متغیر که در آن نرخ انتقال دادهها بسته به نیاز و پیچیدگی دادهها تغییر میکند.
شبکههای هوشمند به سیستمهای برقرسانی گفته میشود که از فناوریهای دیجیتال برای نظارت و بهینهسازی مصرف انرژی استفاده میکنند.
انتقال سبک عصبی یک تکنیک یادگیری ماشین است که برای اعمال سبک هنری به تصاویر استفاده میشود.
رمزنگاری کوانتومی به استفاده از اصول فیزیک کوانتومی برای امنسازی دادهها اشاره دارد.
قسمتی از کامپیوتر است که وظیفه پردازش دادهها را بر عهده دارد. این بخش معمولاً به عنوان مغز کامپیوتر شناخته میشود.
رسانههایی که سیگنالها را از طریق مسیر مشخص هدایت میکنند، مانند کابلهای مسی، فیبر نوری و کابلهای کواکسیل.
چتباتها برنامههایی هستند که برای شبیهسازی مکالمات انسانی در سرویسهای آنلاین طراحی شدهاند.
محاسبات نوری به استفاده از فناوریهای نوری برای پردازش دادهها به جای روشهای الکترونیکی سنتی اشاره دارد.
سیستمهای حمل و نقل هوشمند به استفاده از فناوریهای نوین برای بهبود فرآیندهای حمل و نقل و مدیریت ترافیک اطلاق میشود.
دادههای مصنوعی به دادههایی گفته میشود که به طور مصنوعی و بدون وابستگی به دادههای واقعی ایجاد میشوند.
یادگیری انتقالی به روشی برای استفاده از مدلهای آموزشدیده در یک دامنه بهمنظور بهبود عملکرد در دامنههای دیگر گفته میشود.
ارجاع به نوعی متغیر اشاره دارد که به یک شیء یا متغیر اصلی اشاره میکند. برخلاف اشارهگرها، ارجاعها در زمان کامپایل به محل اصلی اشاره میکنند.
یک آسیبپذیری که به محض انتشار یک نرمافزار مورد سوء استفاده قرار میگیرد و اطلاعات یا سیستمها را به خطر میاندازد.
تبدیل نوع به فرآیند تبدیل یک نوع داده به نوع دیگر در زبانهای برنامهنویسی گفته میشود. این کار برای اطمینان از هماهنگی انواع دادهها در برنامه انجام میشود.
قسمت اعشاری یا کسری یک عدد که در سیستمهای عددی به خصوص در مبنای 10 یا 2 نمایش داده میشود.
ساختار شبکهای که با استفاده از STP و BPDU ها به سوئیچها کمک میکند تا یک توپولوژی بدون حلقه ایجاد کنند.
صف ساختار دادهای است که دادهها را به صورت FIFO (First In, First Out) ذخیره میکند. اولین داده وارد شده، اولین دادهای است که از صف برداشته میشود.
نوعی VLAN که به دستگاهها اجازه میدهد در یک VLAN مشترک باشند اما نتوانند به یکدیگر دسترسی داشته باشند.
روش دسترسی به رسانه که در آن همه دستگاهها از همان باند فرکانسی استفاده میکنند، اما هر دستگاه دادههای خود را با یک کد منحصر به فرد ارسال میکند.
ویرانگر یا دِسکتراکتور تابعی است که هنگام از بین بردن شیء از حافظه فراخوانی میشود و وظیفه آزادسازی منابع را دارد.
یک بیت کوچکترین واحد ذخیرهسازی داده است که تنها میتواند یکی از دو مقدار 0 یا 1 را نگهداری کند.
روشی برای انجام محاسبات به طور همزمان و با استفاده از منابع مختلف مانند پردازندههای متعدد به منظور تسریع در اجرای برنامه.
هوش مصنوعی نسل بعدی به پیشرفتها و روشهای جدید در هوش مصنوعی گفته میشود که بهطور خاص برای حل مسائل پیچیده طراحی شدهاند.
لایهای که ارتباطات بین دستگاهها را مدیریت میکند و تضمین میکند که دادهها به درستی به مقصد برسند.
بازگشتی زمانی است که یک تابع یا روش، خود را فراخوانی میکند تا زمانی که شرط خاصی به حقیقت بپیوندد.